ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم
و به خدا فكر كنم نه اينكه در مسجد بنشينم
و به كفشهايم فكر كنم...
**دكتر شريعتي**َ
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|
وقتی جهان
از ریشه ی جهنم
و آدم
از عدم
و سعی
از ریشه های یاس می آید
وقتی که یک تفاوت ساده
در حرف
کفتار را
به کفتر
تبدیل میکند
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی
مثل نان
دل بست
نان را
از هر طرف بخوانی
نان است!
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|
باید برای آینه فکری کرد
گفتم که جای آینه اینجا نیست
دیوار را
باید دوباره سیم کشی کرد
باید فضای طاقچه ی پشت پرده را
پر کرد
باید دم تمامی درها را دید
باید هوای پنجره را داشت
زیرا بدون رابطه
با این هوا
یک لحظه هم نمیشود اینجا
نفس کشید!
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|
ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گمشده در مه!
ای روزهای سخت ادامه!
از پشت لحظه ها به در آیید!
ای روز آفتابی
ای مثل چشم های خدا آبی!
ای روز آمدن!
ای مثل روز ، آمدنت روشن!
این روزها که می گذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم!
اما
با من بگو که آیا،من نیز
در روزگار آمدنت هستم؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|
پیش از آنکه برگ های زرد را
زیر پای خویش
سرزنش کنیم
خش خشی به گوش می رسد
برگ های بیگناه
با زبان ساده
اعتراف می کنند:
خشکی درخت از کدام ریشه آب می خورد؟؟!
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|
سطح تمام آینه ها، امروز
خاکستریست
تصویر روبروی من، انگار
من نیست
تصویر دیگریست...
ما...!
ما ایستاده ایم
و لحظه لحظه نوبت خود را
خمیازه می کشیم!
آه...
مردن چقدر حوصله می خواهد
بی آنکه یک روز
یک نفس
بی حس مرگ زیسته باشی...
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 6:49 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|
امشب تمام حوصله ام را
در یک کلام کوچک
در"تو"
خلاصه کردم:
ای کاش می شد
یک بار
تنها همین
یک بار
تکرار می شدی!
تکرار...
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|
یهویی سلام،
راستش خودمم نمی دونم کی آپ کردم خداییش من مقصر نیستم همش زیر سر این کنکور لعنتیه ...!!(خدا پدر کنکورو بسوزونه که پدمونو سوزوند!)
دعا کنید مهندسی قبول شیم ما قول میدیم هر روز آپ کنیم!(اغراق)
خلاصه بعد مدت ها با یه دست پر به سراغتون اومدم.
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 5:56 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|
برخیز ای فرشته که آذین جان کنیم
جان را زنور عشق چو باغ جنان کنیم
برخیز ای فرشته که یاران صدا کنیم
بزمی به یمن مقدم جانان به پا کنیم
برخیز ای فرشته ز غمخوانه ی ولا
جامی زنیم شادی میلاد مرتضی
ولادت حضرت علی(ع) و روز پدر بر شما مبارکباد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط شیطونک
|